حرفهای من

خرید بک لینک
بد بختی شده این کلاس انلاین واسه ما .امروز برای دومین بار اشک صبا خانم در اومد.مامان چرا انقدر داد میزنی مامان چرا ...میدی آبروم جلو معلمم و دوستام رفت. تقصیر من نبود ...ماشینه انقدر بد پیچید جلوم یادم رفت صدای تبلتش بازه.... حرفهای من...

ما را در سایت حرفهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: يکشنبه 3 اسفند 1399 ساعت: 23:21

روزهای سختی گذشت هنوزم هست تموم نشده ولی خوب مثل اون اوایلش دیگهنیست .

اسفند وحشتناک بود دوهفته من دوهفته همسر جان خودم رو خیلی نفهمیدم ولی مریضی همسرجان حسابی وحشت زده ام کرد .از یه طرف اون از یه طرف بچه ها ... افتضاح بود.مامان، داداش بزرگه، بابا... همکارهمسرجان که فوت شد.داداش دوستم ....خیلی سخت گذشت.مونده تا اوضاع برگرده به روال قبل و نمیدونم ما میشیم اون آدمای سابق؟!

حرفهای من...

ما را در سایت حرفهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: سه شنبه 30 دی 1399 ساعت: 5:45

دلم پره اما نمیدونم چی بنویسم. احساس میکنم یه سری چیزا رو نباید اینجا بنویسم.به صبا گفتم وقتی ۱۸ سالت شد بهت اجازه میدم اینجا رو بخونی .بیشتر برای خوندن خاطرات کودکی خودش وگرنه چیزای دیگه که به دردش ن حرفهای من...

ما را در سایت حرفهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: سه شنبه 30 دی 1399 ساعت: 5:45

خرداد امسال دقیقا ۳ ساله که ما دیگه تهران زندگی نمی کنیم.صبا خانم بالاخره به ارزوش رسید و ما برخلاف همه که مهاجرت میکنن به خارج و مرکز وشهرهای بزرگتر برگشتیم به ولایت .البته ولایت ما نه ولایت همسر جان حرفهای من...

ما را در سایت حرفهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: سه شنبه 30 دی 1399 ساعت: 5:45

با مخ رفتم تو دیوار . انگار تو فضا راه میرم ... حرفهای من...

ما را در سایت حرفهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: سه شنبه 30 دی 1399 ساعت: 5:45

سال ۸۲ تو شهر کوچیک ما ودر خانواده ما انقدر ازدواج با یک غیر همشهری عیر معمول بود که شاید سالها بعد ازدواج با یه خارجی در ایران (هر چند شاید اونم خیلی عجیب نباشه الان).توشهر ما اکثرا فامیلی ودوست وآش حرفهای من...

ما را در سایت حرفهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 9:50

صفحه بندی